تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
https://avalpack.com
همکاری در فروش
techtip
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
آموزش زبان انگلیسی




استاتوس غمگین – دل نوشته فاز دپرس s
به وبلاگ هرسين - مسعود حسيني خوش آمديد، براي استفاده از امکانات صوتي سايت بر روي مرورگر خود فلش پلير را نصب کنيد - بخاطر اینکه چند مطلب اول پست ثابت هستند لطفا برای خوندن مطالب جدید صفحه را تا پايان مشاهده کنيد
تبليغات

استاتوس غمگین – دل نوشته فاز دپرس

سری جدید دل نوشته ها و اس ام اس های غمناک و دل شکسته



اینم از دل نوشته های غمگین سال ۹۲ :(

امیدوارم دل هاتون برعکس این نوشته ها شاد و شنگول باشه :D

غمــگیــنم
همــانــنــدِ مــــرد هــــزار چــهــره که میــگفــت:
” نمــی دونــم چــرا تــو زنــدگــیم هِـــی نمــیــشه”
.
.
.
به من حق بده
که میل به خوردن نداشته باشم
این بغض‌ها که
تو به خورد من می‌دهی
سیر سیرم می‌کند …
.
.
.
قول داد تا آخر دنیا بماند،
سر قولش هم ماند،
همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود
.
.
.
وقتی چاره ای نمی ماند!
وقتی فقط میتوانی بگویی
هرچه باداباد
حتی اگر دل کوه هم داشته باشی
گریه ات میگیرد …
.
.
.
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد
میخواهی کودک باشی
کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی …
.
.
.
در آینه مردی دارد بغض می کند
بیایید بغلش کنید
پشتش را بمالید
به او بگویید همه چیز درست می شود
دلش می خواهد کمی دروغ بشنود
آینه را پایین تر نصب کنید
گمانم دیگر به زانو در آمده
.
.
.
شهر
شاهد مرگ شعر شد
وقتی نیامدی
شاعرانگی ام شکست
.


.
.
حس چوب های مصنوعی شومینه رو دارم
میسوزم و تمام نمی شوم . . .
.
.
.
آدمک برفی
می دانم سردت است
همین حالا
جلوی بخاری خود گرمت می کنم
اول دست ها
بعد شانه، شکم، پا
نمی دانم گرمت شده یا نه
کجایی
آدمک برفی کجایی؟
.
.
.
برایمـ از بازار یڪ بغض خوب بخر . . .
این بغضـے ڪہ م‍ن دارم . . ؛
هر روز مـے شڪنـد . . .!
.
.
.
چه شغل عجیبی !‏
شروع هفته تو را می‌بینم
باقی هفته
به خاموش کردن خود در اتاقم مشغولم
.
.
.
من شک دارم
به تمامِ روزهایِ بی تو
وقتی که تمامِ تقویم ها
سراسر تعطیل می شوند
و دیگر هیچ انفجارِ بزرگی
نویدِ زندگی نمی دهد
انگار کرکره ی روزگار
با پلک هایِ تو
سقوط کرده است…!
.
.
.
بعد تو ﻳﮧ صداﮮ مزاﺣﻣﮯ هیچ وقت ولمــ نکرد
ﻳﮧ صداﮮ مبهمی ڪـﮧ هر دمــ تو گوشم
ﻣﮯگفت :
… باﺧﺗﮯ
.
.
.
قـلـبــم بـویِ کـافــور می دهـد !
شـب بـه شـب
در آن مُـرده شـورهـا آرزویـی را غُسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد
.
.
.
بودنت رو به تلخی می کشد
نبودنت اما …
رو به مرگ…شاید!
یاد حرف مادر بزرگ می افتم …
” می دونم تلخه ! اما باید مثل دوا بخوریش! “
.
.

.
.
شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد ،
غریبم ، بی کسم ، من دست غم ، غم دست من بوسد . . .
.
.
.
غمگینــــــــــــــم….
مثل مرده ای که تـــوان تـــسلی دادنــــ
به بـــازمـــانـــدگـــانـــش را نــــدارد . . .
.
.
.
مرگ انسان زمانی ست که
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن !
.
.
.
خواب دیدم دوباره با همیم ،
از خنده بیدار شدم و دیوانه وار به اطراف نگریستم ؛
چشمانم پر از اشک شد !
.
.
.
بـی تو
تنهـاییـم را پک می زنم
تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد
و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !
.
.
.
من که در این جمع گذشتم از هر چه آرزوست
دست غم دیگر چه میخواهد از تن تنهای من ؟!
.
.
.
ﭼﻴـﺰﻱ ﺷﺒﻴـﻪ ﻣـﻌﺠﺰﻩ ﺍﺳـﺖ
ﮐـﻪ ﺷـﺐ هایم ﺑـﻪ” ﺧﻴـﺮ ” ﻣــی ﮔﺬﺭند
ﺑــﻲ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﺴـی ” ﺷـﺐ ﺑﺨﻴـﺮ ” ﺑﮕﻮﻳـﺪ…!
.
.
.
با یک عالمه فاصلـــه از خودم
انتظــــار دارم به تو برسم !
از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند
.
.
.
سفر از چشم‌های تو محال بود که ممکن شد مرگ که دیگر محال نیست
.
.
.
هیچ چیز بیشتر و بدتر از این مغز استخوان آدمو نمی سوزونه
که اطرافیانت بهت بگن که اگه دوستت داشت نمیرفت
.
.
.
شمعی روشن کردم
حوالی ِ همیــــن روزها،
که زودتـــــر بیایــــی،
میگـــــویند؛
دعـــــایٍ دیوانــــگان هم،
مستــــجاب میشود…
.
.
.
گفتی تا انگشـت های دستت روبشماری برمیگردم،
کجایی کــه ازمردم شهرانگشت گدایی مـیکنم …
.
.
.
برای بعضـــی دردهـا نــه میتوان گریــــــه کَــرد نـه میتوان فریــــــاد زد
برای بعضـــی دردها فقـــط میتوان نگــــاه کَرد و بی صـــــدا شکست …
.
.
.
بی تو مدتـهاستــ کــه کــوچــانــــده ام
بـُــغـضـــ هــای بـی آشـیــــانــه را
بـــه لـــبخـَــنـدهــــای نــــاشـیـــــانــه..!
.
.
.
پشت این بغض، ‌بیدی نشسته، که خیال میکرد با این بادها نمیلرزه . . .
.
.

.
.
چه رابطه ای است بین گلوی تو و چشمان من ؟
تو بغض میکنی ، چشمان من خیس می شوند …
.
.
.
چیزیم نیست ، خوبم !
فقط تو را ندارم …
.
.
.
آرزویش برای من ، شیرینیش برای دیگری …
این است سهم من زندگی !
.
.
.
کـــــاش میشـــــد برگـــــردی و ببینـــــی
چشـــــمانـــــم چگونـــــه تقـــــاصِ
تمـــــام بیخیالـــــی هایـــــت را پـــــس میدهنـــــد .. !
.
.
.
نیا لطفا !
میدانم می آیی ، لبخند نمیزنی ، میمیرم !
.
.
.
خوانده بود :
“زیر باران باید رفت”
فکر می کرد :
زیر باران باید ، رفت !
.
.
.
باید رفت حتی با ترس !
وقتی مطمئن از ماندن نیستی ، رفتن یقین است …
.
.
.
فرق زیادی بین ما نیست
تو از درد میگویی
و مــن
خود دردم
.
.
.
آزارم میدهد،
فکر اینکه نیستی و نخواهی بود،
ولی یادت و فکرت در خاطرم همواره هست . . .
.
.
.
وقتی خسته ام
وقتی کلافم
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است … که میشکنم
.
.
.
به یک معتاد نیازمندم جهت کشیدن دردهایم !
.
.
.
می شنوی ؟ دیگر صدای نفسم نمی آید
به دار کشیده مرا بغض نبودنت !
.
.

.
.
یکی بود که اونم رفت …
کاش از اول غیر از خدا هیچکس نبود !
.
.
.
دورا دور عاشقت شدم
دورا دور نگرانت بودم
دورا دور عشق ورزیدم
و حال
عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگری را
دورا دور می بینم
و از همین دورا دور می میرم !
.
.
.
کاش خوشبختی هم مثه مرگ حق بود !
.
.
.
تو دور می شوی و من در همین دور می مانم …
پشیمان که شدی برنگرد ، لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !


برچسب ها : دفعات بازديد : 13
| لينک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتياز :
rss نوشته شده در تاريخ 1392/1/19 و در ساعت : 10:05 - نويسنده : مسعود حسینی
آخرين مطالب نوشته شده

امامزاده مهدی هرسین [ 1389/4/13 ] 1317 مشاهده

سراب هرسین [ 1389/5/14 ] 438 مشاهده

صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by harsin.samenblog.com | designed by samenblog.com